سلام من دوباره اومدم ميخوام تو اين چند روزه باقي مونده تا خدمت بيشتر بيام بهتون سر بزنم چون اولا از شما دوستاي خوبم دور ميشم خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش ميگيره بي بهونه مي باره ... به كسي هم توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره تا آبي بشه ... آفتابي بشه ... !!! كاش ... كاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي بشي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي در كار بوده !
ثانيا ديگه ترنم زندگي قشنگمو نمي بينم
و ثالثا تنها دلخوشيم هم تواين روزها همين ترنم زندگيه
...واقعا هموقتی میام وتو ترنم زندگی چیزی می نویسم آروم میشم
. 

عشق تو ... ياد تو ... اسم تو ... خاطره شد
مثل يه قصه زيبا مثل يه خواب کوتاه
من اسمتو گذاشتم قشنگترين اشتباه
بي تو هر لحظه من شکست بي صدا بود
اين خنده ها دروغه بي تو شادی کجا بود
حس نوازش تو هنوز رو پوست منه
گرميه خوب دستات منو اتيش ميزنه
حس تو ... لمس تو ... دست تو ... دست تو ... خاطره شد
عشق تو ... ياد تو ... اسم تو ... خاطره شد
روزهای شادیو عشق حيف که چه زود ميگذره
از قصه منو تو چی موند بجز خاطره
يه قاب عکس خالی زير پا هی له ميشه
يه پنجره که هر گز به جايی باز نميشه
گرفته هر ستاره فانوس عشق به راهت
نرفت از ياد آينه هنوز رنگ نگاهت
رفتی تو از زندگيم انگار که يک خواب بودی
تو لحظه های عمرم افسوس که کمياب بودی
مي دونستم از اول اين رسم زندگی نيست
خوشبختيها زود گذشت هر گز هميشگی نيست
بدنبال یه رويا که دست نيافتنی بود
میدونستم از اول قلبم شکستنی بود
مثل يه قصه زيبا مثل يه خواب کوتاه
من اسمتو گذاشتم قشنگترين اشتباه

نوشته شده توسط ابوالفضل در 86/11/13 ساعت 4:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام دوستاي خوبم اميدوارم كه حالتون خوبه خوب باشه خيلي ناجوره كه يه آدم ندونه كه از خودش و زندگيش چي مي خواد من با يه دختري دوست بودم دقيقا همينطوري بود و به هر جهت كه باد مي رفت اونم مي رفت او مي خواست منو هم ببره اما من بايد برم خدمت نرفتم
.
خوب بگذريم نميدونم چرا اين آقاي پست چي برگه خدمت مارو نمياره خيلي دلواپسم هر كسي بهم يه چيزي ميگه يكي ميگه اگه بيفتي نيروي انتظامي حالتو ميگيرن يكي ميگه دعا كن ارتش نيفتي پوستتو ميكنن بيفت سپاه حالشو ببر اي بابا يكي نيست به اينا بگه اين همه رفتن خدمت كردن اومدن چيزي نشده مگه من غير از اونام حالا جدا از اينا بين خودمون بمونه
من خودم دوست دارم بيفتم ارتش چون ميگن نظمه خارق العاده يي داره
حالا نظر شما چيه عزيزان من كه الهي گروهبان يكم ابوالفضل دورتون بگرده
...
خوب اينا هم تقديم به همه شما دوستاي خوبم

تکیه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم...
مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم..
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...
حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...
مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...
نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...
تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...
یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...
من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...
قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ابوالفضل در 86/11/11 ساعت 5:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بعضي ها وارد زندگي ما مي شوند و خيلي سريع مي روند بعضي ها براي مدتي مي مانند روي قلب ما ردپايي باقي مي گذارند وما ديگر هيچ گاه همان كه بوديم نيستيم..!

سلام به همه دوستاي خوبه خودم اصل حالتون چطوره … منم بد نيستم چند روزي نبودم رفته بودم شمال جاتون خالي گاز نبود حسابي يخ گذشت
الان هم بي صبرانه منتظرم برگ خدمتم بياد ببينم كجا افتادم و بايد برم واسم دعا كنيد
يه جاي خوب بيفتم
.

آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذ ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیستکه در جاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست بخند
نوشته شده توسط ابوالفضل در 86/11/06 ساعت 6:9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم...

سلام
احوال شما خوبید خوشید در سلامتی کامل به سر می برید هوو..!
امروز از صبح تو خونه بودم بیرون هم که هوا خیلی سرده فاز نیست آدم بره تازه سردیش یه طرف یخبندونشم ازطرفه دیگه الان جلو در خونمون پر برفه وحسابی هم یخ زده وقتی میخوام برم بیرون قبلش کلی دعا میکنم
که زمین نخورم رو این یخها تو یکی از وبلاگها دیدم فقط واسه خدا مطلب نوشته شده در نوع خودش جالب بود اما یه عیب کوچیک داشت اونم این بود که کسی که میخواد با خدایه خودش در دل کنه از طریق نماز و دعا و قرآن ارتباط برقرار میکنه نا از طریق وبلاگ نظر من اینه حالا نظر شما چیه
؟؟؟ دیشب یه جا رفته بودیم عزاداری بود مداحش خیلی حسین حسین میکرد به یه طریقی که اصلا متوجه نمیشدی چی میگفت آخر مجلس یه نفر جلوشوگرفت وبهش گفت این چه جور نوحه خوندنه مگه امام حسین پسرخالته که این طوری صداش میزنی آقا یارو رفت تو خودش
مونده بود چی بگه خدایش هم خیلی بد میخوند ... مثل اینکه وراجی ها زیاد شد خوب من باید برم بای تا بعد![]()

یک روز رسد غمی به اندازه ی دشت یک روز رسد نشاط به اندازه ی کوه افسانه ی زندگی چنین است عزیز در سایه ی کوه باید از دشت گذشت...
نوشته شده توسط ابوالفضل در 86/10/26 ساعت 1:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام
میگناگه دلت گرفت
و خواستي گريه كني
.
اگه دنبال جايي مي گشتي كه فرياد بزني اما جايي پيدا نكردي
.
بدون كه دل خدا برات تنگ شده و مي خواد كه تو صداش بكني
.پس بگو يا علي وصداش كن.
آره دوستای گلم خوب حالتون که خوبه خوب پس خداروشکر خوب هستید
.
میگم ها روزها یکی یکی دارن رد میشن چشم به هم بزنم اول اسفند شده و باید برم سربازی یکم دلهره دارم
و هر جی هم نزدیک تر میشم بیشتر میشه اما بازم چه میشه کرد این شتریه که در خونه همه پسرا میخوابه
حالا هم نوبت ما شده که با یه یا علی گفتن میرم سمتش...
از اين عكس چي فهميدي اصلا به نظرت معني يا مفهومي داره يا نه؟؟؟![]()
نوشته شده توسط ابوالفضل در 86/10/25 ساعت 3:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با سلام من ابوالفضل هستم این ترنم زندگی من هم متعلق
به همه شما عزیزانه
ای که از یار نشان می طلبی یار کجاست ؟؟؟
همه یارند ولی یا ر وفادار کجاست؟؟؟
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY